تبليغاتX
Nosy Nina
الکی دل خوشم به این که شاید فردا فرجی شد ولی میدونم که باز نه ستونی نه فرجی در کار نیست .باز همان آش و همان کاسه و فرت!

خدایا آروم  میگم این یه بار رو از خیر سرم بگذر بذار داغ بدل نمونم ....

+ نوشته شده در سه شنبه 1 دی1388ساعت 21:43 توسط نسيبه نادرپور |

کربلا هم عشق و هم شور من است
کربلا سيناي من تور من است
کربلا لوحي ز سر ابتداست
کربلا يک قطعه از نور خداست
کربلا یعنی تمام دین من
عشق من ایمان من آئین من
کربلا یعنی بهشت سوختن
پای گلهای خدا افروختن
کربلا یعنی بهشت فاطمه
خیمگاه و قتلگاه و علقمه
کربلا یعنی خیام سوخته
دامنی در شعله ها افروخته
کربلا یعنی صدای آب آب
در سکوت اصغر اشک رباب
آب این صحراست اشک و خون دل
گشده دریا از لب سقا خجل
پیکری بی دست اما چاک چاک

دست يك سو مشك يك سو روي خاك


+ نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 23:28 توسط نسيبه نادرپور |

صبوری کن .جز این چاره ای نیست!

کاش می تونستم کمکت بکنم.

تنها یک رویایی شیرین بیش نبود که بجا اغاز سریع رسید به پایان.

چه زود دير شد!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 20:24 توسط نسيبه نادرپور |

الان دارم آهنگ گلنار  (شهرام ملك زاده ) اونم فقط به افتخار به ياد بودن تو دارم گوش ميدم . راضيم هم از تو هم از اين خدايي كه بالاي سرمون و خواست كه من و تو قسمت هم باشيم و تو به آروزيت برسي ، اري الان خوشحالم كه 3 سالمين زمستون باهم بودنمون هم گذشت دقيقا همين 2 آذر بود ، البته چه زود گذشت انگار همين ديروز بود و چه كوتاه و خوش گذشت. دوست دارم تموم تلاشم رو بكنم كه خوشبختت كنم وهمون قدر كه در درياي خوشبختي هر دو با هم غرق شيم.

خدايا ممنون كه اين تغيير و تحول بزرگ رو بهم ارزوني كردي. 

+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 0:58 توسط نسيبه نادرپور |

تاحالا شده کسی رو از خودتون ناراحت کنید ... یا کسی شما رو ناراحت کنه ...

شده کسی درباره شما حرفی شنیده باشه و بدون سوال کردن از شما... در مورد شما قضاوت کنه .

به نظر شما مشکل از کجاست ... از شما ؟ یا از طرف مقابلتون ؟

طرف مقابلتون ادم خوبی برای دوستی نیست ؟ یا شما نتونستین دوست خوبی واسش باشین ؟ 

چه جوري باشون برخورد كردين ؟ شديدا ترين عكس العملتون چي بوده؟

بهترين راه حل اون موقع به ذهنوت رسيده چي بود؟ چند درصد احتمال داره با طرف بد رفتار كنيد و ديگه قطع رابطه باهاش كنيد؟

این سه هفته ای چند بار این اتقاق برای من تکرار شد .... و این سوالها تو ذهنم بدون جواب مونده ...


محض اطلاع من حاضر نيستم  پستم  رو پاك كنم!



+ نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت 14:31 توسط نسيبه نادرپور |

آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم و شهامتي که تغيير دهم آنچه را که مي توانم و

بينشي که تفاوت اين دو را بدانم.

+ نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:26 توسط نسيبه نادرپور |

عاقل بودن، كار ساده ايست ، كافيست به يك چيز ابلهانه فكر كنيد و بعد ، برعكسش رو به زبان اوريد!

حالا كي عاقله؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 20:59 توسط نسيبه نادرپور |

نه حوصله نوشتن است نه خواندن ، نه خوابيدن  .

هراسانم، نگرانم.

كيف دستيم نيست ! 

به اندازه 6696 بار گشتم،اما نيست كه نيست!

شما خبري ازش نداريد؟!

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آبان1388ساعت 21:31 توسط نسيبه نادرپور |

بيراهه رفته بودم 
آن شب 
دستم را گرفته بود و مي کشيد 
زين بعد همه عمرم را 
بيراهه خواهم رفت 

حسين پناهي

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آبان1388ساعت 21:0 توسط نسيبه نادرپور |

گند زدم .

به چي؟ به امتحان نقشه كشيم !

پس اين اميدواريم از براي چيست!؟

+ نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 13:10 توسط نسيبه نادرپور |